۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه




وقتي چشمام تو آسمونا دنبالت ميگشت... وقتي که نگاهت رو نمي شد حتي تو غروب خورشيد پيدا کرد...وقتي در به درت بودم تا يه روزي بهت برسم و بگم که چقدر دوست دارم ...هيچوقت فکر نمي کردم که قراره اينقدر راحت از دست بدمت.

هیچ نظری موجود نیست: